پرش به محتوای اصلی
حکایات اهل‌بیت

مولود کعبه

تنها کسی که در خانهٔ خدا زاده شد

  • امام علی علیه‌السلام
  • ۳ دقیقه مطالعه
  • ۲ بازدید

دیوار کعبه شکافت، فاطمه بنت اسد داخل شد و سه روز بعد با نوزادی بیرون آمد. حادثه‌ای که مورخان شیعه و سنی هر دو ثبتش کرده‌اند.

سی سال پس از عام‌الفیل، در روز جمعه سیزدهم رجب، فاطمه بنت اسد — همسر ابوطالب — برای زیارت به کنار کعبه آمد. درد زایمان به او فشار آورد.

دست به دیوار کعبه گرفت و گفت:

«پروردگارا! من به تو و به پیامبرانی که فرستادی و به کتاب‌هایی که نازل کردی ایمان دارم. به حق این خانه و به حق کسی که این خانه را ساخت، بر من آسان کن.»

در همین لحظه — چنان‌که مورخان نوشته‌اند — دیوار کعبه شکافت. فاطمه داخل شد و دیوار بسته شد.

مردم حیرت‌زده ماندند. کوشیدند در کعبه را باز کنند؛ باز نشد.

سه روز

سه روز گذشت. روز چهارم، دیوار دوباره گشوده شد و فاطمه بنت اسد با نوزادی در آغوش بیرون آمد.

او را «علی» نامیدند.

مسعودی در «مروج‌الذهب» و حاکم نیشابوری در «مستدرک» این حادثه را نقل کرده‌اند. حاکم می‌نویسد: «اخبار متواتر رسیده که فاطمه بنت اسد، علی را در درون کعبه به دنیا آورد.»

نخستین نگاه

روایت شده که نوزاد چشمانش را نگشود تا آنکه پیامبر اکرم — که آن زمان جوانی سی‌ساله بود — او را در آغوش گرفت. آن‌گاه چشم گشود و نخستین چهره‌ای که دید، چهرهٔ رسول خدا بود.

و همین علی بود که سال‌ها بعد گفت:

«من همچون نوزادی به دنبال او می‌رفتم. هر روز پرچمی از اخلاق نیکو برایم برمی‌افراشت و فرمان می‌داد از آن پیروی کنم.»

آنچه از این حکایت می‌ماند

شاعران این حادثه را بسیار سروده‌اند. اما فراتر از شکوه ظاهری، نکتهٔ ماندگار این است:

کسی که در خانهٔ توحید متولد شد، در محراب توحید هم شهید شد. آغاز و پایانش، هر دو در خانهٔ خدا بود.

و شاید همین قرینه است که زندگی او را یک‌پارچه می‌کند: مردی که نه در ابتدا و نه در انتها، از خانهٔ خدا بیرون نرفت.

مأخذ: مستدرک حاکم نیشابوری — مروج‌الذهب مسعودی

داستان‌های مرتبط

حکایات اهل‌بیتامام حسین علیه‌السلام

کربلا؛ راهی که با عشق پیموده شد

از مدینه تا عاشورا

او می‌توانست بماند و سکوت کند. اما جملهٔ کوتاهی گفت که تاریخ را دو نیم کرد: «مثل من با مثل یزید بیعت نمی‌کند.»

  • عاشورا
  • کربلا
  • آزادگی
۹ دقیقه۶بخوانید
حکایات اهل‌بیتحضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام

عباس؛ ماهی که در فرات غروب کرد

وفاداری تا واپسین نفس

آب در مشتش بود و لب‌هایش خشک. آب را به فرات بازگرداند و گفت: حسین تشنه است و من آب بنوشم؟ محال است.

  • وفا
  • ادب
  • ایثار
۵ دقیقه۴بخوانید
حکایات اهل‌بیتامام رضا علیه‌السلام

ضامن آهو

حکایتی از کرامت امام رضا علیه‌السلام

آهویی گرفتار، صیادی سنگ‌دل و امامی که ضامن شد. حکایتی که چند قرن است در دل‌های ایرانیان زنده مانده است.

  • کرامت
  • رحمت
  • امام رضا
۴ دقیقه۴بخوانید